کاربر مهمان، خوش آمدید
، خوش آمدید
حکایت غریب سوزن دوزی بلوچ
  1395/11/12 

 

سوزن‌دوزی یکی از ظریف‌ترین هنر‌های دستی ایران است که طی آن تمام یا قسمت اعظم پارچه از کوک و بخیه‌های رنگین پوشیده شده است. این دوخت از اوایل صدر اسلام در میان بلوچ‌ها حکایت غریب سوزن دوزی بلوچرایج و در دوره مغول و به‌خصوص تیموری و صفوی این هنر از رواج کامل برخوردار بود.

بدون‌ تردید، سوزن‌دوزی‌ بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل‌ترین‌ و جالب‌ترین‌ صنایع‌ دستی‌کشور به حساب آورد. این‌ صنعت که‌ در آن ذوق‌ و خلاقیت زنان سوزن‌دوز به صورت‌ طرح‌های‌سنتی- محلی که‌ بیانگر خصوصیات و ویژگی‌های هر منطقه است‌ خلاصه می‌شود، امروزه‌ در‌میان صنایع‌ هنری و سنتی کشور مرتبه و مقام بسیار والایی‌ دارد.

هر دختر بلوچ از سنین کودکی‌، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به‌ خانه‌‌داری، ‌‌موظف به‌ فرا گرفتن سوزن‌دوزی‌ نیز هست و به‌سبب دخالتی که‌ سلیقه‌های گوناگون در تهیه نوارهای سوزن‌دوزی‌ دارد، می‌توان طرح‌ها و نقش‌های متنوع و اصیل سوزن‌دوزی‌ را در‌منطقه بلوچستان مشاهده کرد.

در سوزن‌دوزی‌ به‌ بیش از دو نوع ماده‌ اولیه نیازی‌ نیست: نخ‌ و پارچه‌ سوزن‌دوزان بر حسب‌امکانات و سلیقه از نخ‌ دمسه (D.M.C‎) یا از نخ‌های پاکستانی‌ استفاده‌ می‌کنند. ‌پارچه‌‌هایی‌که روی‌ آن سوزن‌دوزی‌ انجام می‌گیرد یا پارچه‌ پنبه پاکستانی‌ است‌ که‌ نازک‌ و ‌ریزباف بوده‌ و برای محصولات پرکار در قطعات کوچک‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد یا پارچه گاندی ایرانی‌ است‌ که‌ معمولا به‌ عرض ۱۲۰ سانتی‌متر در بازار زاهدان بافت‌ می‌شود.

چندی پیش، خبری مبنی بر استاندارد‌سازی سوزن‌دوزی بلوچ منتشر شد. اداره کل استاندارد سیستان و بلوچستان با معاونت صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی تفاهم‌نامه‌ای امضا کرده و قرار شد سوزن‌دوزی بلوچ از بابت نخ دوخت، جنس و کیفیت مواد اولیه و نقوش استاندارد شود.

این خبر در شرایطی اعلام می‌شود که هیچ حمایتی از تولید‌کننده صورت نمی‌گیرد. میزان تولید آنقدر کم است که استاندارد‌سازی در عمل به یک شوخی می‌ماند. تعداد تولید‌کننده واقعی سوزن‌دوزی اصیل بلوچ بسیار اندک است و همین تعداد اندک هم حمایت نمی‌شوند. حمایت‌هایی مانند تهیه مواد اولیه، بازاریابی و پشتیبانی که در نهایت از اشخاصی صورت می‌گیرد که در بهترین حالت دلالند نه تولید‌کننده و کارآفرین. در این بین افرادی هستند که نام کارآفرین برخود می‌گذارند اما هیچ کدام از معیارهای کارآفرینی را ندارند. بیشتر واسطه سوزن‌دوزی‌های افغانی و پاکستانی‌ هستند یا در افغانستان کارآفرینی می‌کنند.

در این بازار بلبشو بسیاری از سوزن‌دوزی‌های ماشینی پاکستانی به‌عنوان سوزن‌دوزی اصیل دستی بلوچ عرضه می‌شود.

روزگاری سوزن‌دوزی بلوچ تنها رودوزی ایران با بازار فعال اقتصادی بود و نمونه‌های فاخر این هنر را در کاخ نیاوران می‌توان مشاهده کرد. سوزن‌دوزان هم به دلیل فعال بودن سازمان صنایع دستی در بازاریابی از دهه ۴۰ تا اواخر دهه ۷۰ اوضاع اقتصادی اگر نه خوب اما راضی‌کننده‌ای داشتند. اما اکنون سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان نه‌تنها خود را متولی بازاریابی محصولات صنایع دستی نمی‌داند بلکه بسترهای لازم برای فعالان صنایع دستی را فراهم نمی‌کند و میدان برای افراد دلال یا کسانی که هیچ تخصص و سابقه‌ای در صنایع دستی ندارند، باز شده است.

مسوولان تاکنون بیشتر به‌صورت شعاری و آماری کار کرده‌اند، نمایشگاه‌هایی برگزار می‌کنند اما سوزن‌دوز اصیل بلوچ همیشه در حاشیه است و عنوان کارآفرین برتر، غرفه برتر و... نصیب همان نورچشمی‌هاست؛ نور چشمی‌هایی که اگر تحقیق کوچکی در مورد رفتارشان با سوزن‌دوزان‌شان شود، اشک بر چشم‌های هر دل نگرانی می‌نشاند.

سوزن‌دوزان بلوچ در روستاهای دورافتاده بلوچستان به سر می‌برند و به همین دلیل اکثر آنها یا بی‌سوادند یا کم سواد. حق و حقوق خود را نمی‌دانند، از عظمت کار خود بی‌خبرند و این وسط زمینه برای افرادی که از روابط خود استفاده می‌کنند تا خود را به‌عنوان سوزن‌دوز یا کارآفرین مطرح ‌کنند، آماده می‌شود؛ افرادی که به‌دلیل برخورداری از تحصیلات، آگاهی از قوانین و آیین‌نامه‌ها و روابط و امکان برخورداری از تسهیلات، هنرمند اصلی‌ای که همان سوزن‌دوز بلوچ است را استثمار می‌کنند. درست است این داستان تکراری و همان داستان سال‌های گذشته است.

 

 

● این بار برای سوزن‌دوز بلوچ

روستای قاسم‌آباد یکی از مراکز سوزن‌دوزی بلوچ است ولی هیچ‌کدام از اعضای شرکت تعاونی سوزن‌دوزان قاسم آباد، زنان و دختران سوزن‌دوز این روستا در آن عضو نیستند، قسمت اعظم کارهای این شرکت تعاونی در افغانستان در استان بگرام و کندوز تهیه و به عنوان سوزن‌دوزی بلوچ ارایه می‌شود. مدیریت این شرکت تعاونی به عنوان کارآفرین نمونه انتخاب می‌شود!! کارآفرینی برای افغان‌ها!! آیا بهتر نبود این اشخاص جوایز کارآفرینی خودشان را از حامد کرزای بگیرند؟

معاونت صنایع دستی استان نه تنها شرایط و امکانات لازم را برای نسل جوان فراهم نمی‌کند، بلکه برای معرفی یک سوزن‌دوز به بانک جهت دریافت تسهیلات سه میلیون تومانی، منت‌هایی بر سر هنرمند می‌گذارند که گویی می‌خواهند با این معرفی‌نامه، میراث پدری‌شان را ببخشند، در صورتی‌که هر کسی که کارت صنعتگری در هر رشته‌ای داشته باشد، این وام را می‌تواند دریافت کند.

به دلیل عدم آشنایی هنرمندان سوزن‌دوز با حقوق‌شان هنرمند سوزن‌دوزها مدت‌ها درگیر دریافت یک معرفی‌نامه ساده می‌شوند.

صنایع دستی در بولتنی که حدود دو سال پیش چاپ کرده است اسم شش نفر را به عنوان سوزن‌دوزان با سابقه و بنام بلوچ آورده که از آن شش نفر، سه نفر از هنرمندان قدیمی استان هستند و سه نفر دیگر اگر مورد ارزیابی فنی قرار بگیرند، مشخص می‌شود به تمام نقوش و تکنیک‌های سوزن‌دوزی اصیل بلوچ آشنا نیستند.

دو نفر از این افراد معلم‌های بازنشسته‌اند. شاید به نظر مضحک بیاید اما این اشخاص فقط به دلیل داشتن سر و زبان بهتر جایگاه‌شان این‌گونه بالا رفته است. ترجیح می‌دهم اسم این سر و زبان را روابط عمومی خوب نگذارم. این سر و زبان بهتر به‌خاطر داشتن تلویزیون، امکان داشتن و خواندن روزنامه و در کل زندگی در شهرهاست. درد همین جاست. هنرمند واقعی به دلیل محرومیت از حقوق اولیه انسانی مثل محرومیت از داشتن سواد، تلویزیون، اینترنت و در حقیقت دوری از مرکز شهرستان و استان از تمامی حقوق خود بی‌خبر است.

 

 

● در عرصه سوزن‌دوزی بلوچ به چند نام بزرگ بر‌می‌خوریم

از مهتاب نوروزی، که از دهه ۴۰ معروف بوده است، در دو کتاب که قبل از سال ۱۳۵۷ منتشر شده نام برده شده است. در کتاب «جای پای اسکندر» اسلام کاظمی اشاره می‌کند: «مهتاب را در قاسم‌آباد دیدم و کارش را» و همچنین در کتاب «سیری در صنایع دستی» که در سال ۱۳۵۵ چاپ شده از سوزن‌دوزان بلوچ، نام مهتاب و زرخاتون که امروز به ملک خاتون معروف است آمده یکی دیگر از بزرگان این عرصه شهناز خلیلی ایرندگانی است.

متاسفانه در تمام این سال‌ها صنایع دستی نتوانسته است سوزن‌دوز مطرح دیگری معرفی کند، زیرا نه تنها حمایتی در کار نبوده بلکه برخوردهای تحقیر‌آمیز و ابزاری با نسل بعدی باعث شده که سوزن‌دوزان رغبتی برای فعالیت و مطرح‌شدن، نداشته باشند.

مهتاب، شهناز و زرخاتون را فقط برای نمایشگاه‌ها می‌خواستند، جایی که ویترینی بسازند از اسطوره‌های سوزن‌دوزی بلوچ.

این استفاده ابزاری و تحقیرآمیز، فقط مختص میراث فرهنگی نیست، روابط عمومی شهرداری ایرانشهر، آقای محمددین دشتی که از گردانندگان وبلاگ آهنگ بلوچ است ادعاهایی را مطرح می‌کند که فقط هندوانه‌هایی برای زیر بغل هنرمندان تعبیر می‌شود. ادعاهایی مانند اینکه مبتکر طرح پر کار بلوچ در سوزن‌دوزی، مهتاب نوروزی است. در حالی‌که قرن‌ها قبل از مهتاب نوروزی این طرح‌ها کار می‌شده است یا مثلا مهتاب نوروزی هنرمند بین‌المللی است اما آقایان گویا اصلا معنی بین‌المللی را نمی‌دانند. اصلا این هنرمند بین‌المللی یعنی چه؟ این موسسه بین‌المللی آهنگ بلوچ در کدام کشورهای دنیا شعبه دارد؟ بین کدام ملل فعالیت می‌کند؟ آقایان یک بنر تبلیغاتی با عکس هنرمند چاپ و ادعای بین‌المللی بودن هنرمند را می‌کنند، آن‌وقت به هنرمند می‌گویند می‌بینید شما الان دیگر هنرمند بین‌المللی هستید. وقتی اینها را فهمیدم بین گریستن و خندیدن مردد بودم.

موفقیت‌های سوزن‌دوزان بلوچ همواره به دلیل حرکت‌های شخصی بوده، نه حمایتی؛ هیچ حمایتی در زمینه بازاریابی، معرفی به نمایشگاه‌های خوب و برای هنرمندان واقعی صورت نمی‌گیرد. زرخاتون اگر توانسته در نمایشگاه‌ها حضور داشته باشد یا به عنوان فعال اقتصادی، سفارش‌هایی به سوزن‌دوزان در روستاها بدهد به دلیل پیگیری‌های شخصی، به خصوص حمایت‌های پسرهایش بوده است.

مهتاب نوروزی بعد از پنج، شش دهه دوندگی برای سوزن‌دوزی (آموزش به صورت شخصی یا با کارشناسان صنایع دستی در روستاهای دور افتاده بلوچستان) و بعد از تحمل تمام مشقت‌ها وقتی پا به سن می‌گذارد هیچ‌گونه تقدیر و دلجویی و حمایتی از او صورت نمی‌گیرد. البته تقدیرنامه‌های خشک و خالی و بدون حمایت‌های مالی، مسوولان شهرستان فقط به این معنی بوده است که بگویند «بهت سر زدیم» به ملاقات او می‌روند.

خانه مهتاب یک خانه مخروبه است. خانه‌ای که فقط روزها در آن زندگی می‌کند و شب‌ها از ترس اینکه نکند نیمه‌شب سقف بر سرش آوار شود، مجبور است در جای دیگری بخوابد، سقف خانه (خانه که چه عرض کنم اتاق) بعد از سیل سال ۸۶ بمپور، ایمنی لازم را ندارد. مدیران میراث فرهنگی استان قول حمایت و تعمیر خانه این پیرزن را از سال‌ها پیش و بارها داده‌اند ولی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نامه‌ای به دست پیرزن داده‌اند و تا زاهدان او را کشانده‌اند، سپس نامه‌ای دیگر به دستش داده‌اند و روانه استانداری‌اش کرده‌اند، فرآیند اداری زمان‌گیر و طاقت‌فرسا که اگر قرار باشد این شرایط با دیگر افراد مساوی باشد، پس دیگر چه حرفی از حمایت و حامی هنرمند بودن می‌ماند که آقایان این‌همه دم از آن می‌زنند.

 

 

● اوضاع و احوال سه پیشکسوت سوزن‌دوزی

سه پیش کسوت اصلی سوزن‌دوزی بلوچ یعنی مهتاب نوروزی، شهناز ایرندگانی و زرخاتون ایرندگانی، سال‌ها برای اداره صنایع دستی کار کرده‌اند و قراردادهایشان هم وجود دارد. قراردادهایی که نمایانگر داشتن حقوق قانونی از جمله بیمه برای آنهاست. در طول سالیان گذشته هیچ‌گاه حق بیمه این هنرمندان به سازمان تامین اجتماعی به طور کامل پرداخت نشده است. یعنی تعداد روزهای کارکرد آنها از طرف صنایع‌دستی منظور نشده است و همین الان با سن و سال بالا برای بازنشستگی مشکل دارند، مهتاب نوروزی حدود هفت‌سال تلاش کرده تا بتواند حق و حقوق خود را دریافت کند.

شهناز ایرندگانی هم همین احوال را دارد. شهناز، امروز بقچه‌ای به دست از این اداره به آن اداره، مورد مضحکه تمام کارمندان و مدیران ادارات مختلف شهر زاهدان است. به یک پیرزن هنرمند وعده حج عمره می‌دهند و عمل نمی‌کنند، او را به‌راحتی از دفتر مدیر صنایع دستی به دلیل اینکه حقایق همیشه تلخ گفته بیرون می‌اندازند. شهناز فخر سوزن‌دوزی بلوچ است و امروز این فخر به‌راحتی مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

شهناز، پرونده بیمه‌ای دارد که اگر مدیران استان کمی دلسوز بودند تاکنون حل شده بود، همان‌طور که پرونده فرسایش مهتاب نوروزی حل‌شده، پرونده شهناز هم می‌تواند به نتیجه برسد و او هم بازنشسته شود اما مشکل همان کمی دلسوزی است. اصلا این روزها دل دیگر کجاست تا بسوزد...

این سه نفر مهتاب، شهناز و زرخاتون، کل جامعه سوزن‌دوزی نیستند، آنها حتی مبدع سوزن‌دوزی هم نیستند، آنها کسانی هستند که سوزن‌دوزی را با ظرافت و زیبایی بیشتر انجام می‌دادند، اما بوده‌اند زنان دیگری که ظرافت کارشان کمتر از این سه نفر نبوده اما به دلایل مختلف هیچ‌گاه شناخته نشدند.

حالا در میان این سه نفر، این مهتاب نوروزی است که بیش از دیگران مورد تقدیر قرار می‌گیرد. نه اینکه فکر کنید از او تقدیر می‌کنند چون لایقش می‌دانند، نه. امروز مهتاب نوروزی بازنشسته است و از دید خودش حق و حقوقش را گرفته و دیگر زبان منتقد ندارد. پس یک نمونه خوب برای پرکردن کارنامه کارهای آقایان است. دقیقا مانند مدارک افتخاری که به بعضی از سوزن‌دوزان اعطا شده و امروز دکترهایی هستند که تنها افتخارشان داشتن یک ورق کاغذ به نام دکترای افتخاری است و به دلیل صادر شدن این مدرک طوری با آنها رفتار می‌شود که گویی حق و حقوق‌شان داده شده است و خانه دیگری از کارنامه آقایان را پر می‌کند.

از سویی دیگر اداره میراث فرهنگی روی بحث آموزش تاکید بسیاری دارد. اما این نوآموزان بعد از آموزش هیچ بازار کاری ندارند، وقتی سوزن‌دوز، پارچه و نخ مناسب ندارد، وقتی‌که بازاریابی برای محصول انجام نمی‌شود، آموزش سوزن‌دوز جز آفرینش بیکاری و پرکردن خانه‌ای دیگر از کارنامه هیچ نتیجه‌ای ندارد.

اداره میراث فرهنگی ادعا می‌کند که شهرها و روستاها و همچنین زاهدان از مراکز عمده سوزن‌دوزی است. در حالی‌که در حال حاضر تنها مراکز مهم، روستای قاسم آباد ایرانشهر و ایرندگان خاش هستند. این هنر زیبا دیگر گستردگی سال‌های نه چندان دور را ندارد.

 

 

● درد دل در این وادی بسیار است

در هفته فرهنگی استان سیستان و بلوچستان در خانه هنرمندان، اتفاق جالبی افتاد، ماجرای پیراهن صد میلیون تومانی، یک پیراهن سوزن‌دوزی شده که از طرح‌های پرکار بلوچ در آن استفاده شده بود.

اینکه این پیراهن اگر هم متعلق به آن شخص بوده چطور به دست آقایان رسیده؟ خودش سوالی است که فعلا نمی‌خواهم به آن بپردازم. آنچه دردناک است اینکه قیمت خون دل زن سوزن‌دوز بلوچ که از سر انگشتانش بیرون می‌تراود و بر تار و پود پارچه نقش می‌بندد را تن کسی معین می‌کند که خود دست‌هایش از خون جوانان این مرز و بوم رنگین است. غصه‌های سر انگشتان خونین سوزن‌دوز بلوچ کم نبوده و نیست، آمدن به این وادی درد دیگری به دردهای قبلی افزوده است.

امروز به جز غصه‌های محمد، کارگر ۱۰ ساله و بی‌سواد، فروشنده روزنامه دوره‌گرد که با آن جثه کوچک و سن کمش باید خرج خود و خواهرها و مادر علیلش را در بیاورد، غصه شهناز و مهتاب هم اضافه شد. چشم بر همه اینها که ببندم، خیال صورت معصوم ستاره هشت ساله که بی‌شناسنامه و بی‌سواد است و برای تامین خرج مادر و خواهرش کاری جز گدایی نمی‌داند،خواب را از سرم می‌پراند.

 
تاریخچه صنعت سوزن دوزی
  1395/11/12 

 ١ سوزن دوزی بلوچ مقدمه هنرهای دستی تجلی زیبایهـایی نشـاًت گرفتـه از ذوق وسلیقه مردمان هردیاری نشـاندهنده توجـه آنان به پیرامون هزاررنگ ودنیـای اطرافشـان مـی باشد . که گاهی سـرخوردگیهای روزنـده ، گـاهی سرخوشــیهای حــال وگذشــه را بــا آفــرینش آثارجاودانی به نمایش گذاشته اند .هنرسوزن دوزی نیز ازاین هنرها جدانیست وشاید جنبه بـدتری آن عمومیت یافتن است که هرزن ودختری درمنطقـه دستی دراین هنردارد .اما آنچه که دراین میان حائز اهمیـت اسـت جنبـه اقتصـادی و اشـتغال زائـی وهمچنین منبع درآمدی برای خانواده ها می باشـد این مقاله نگاهی دارد به نوع فعالیـت سـوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن . از تمامی عزیزانی که ما را درتهیه ای مقاله یـاری نمودنـد از جملـه آقایـان : جناب آقای دکتر شـهبازی ، جنـاب آقـای دکتـر افراخته ، سرکار خــانم جهان تیغ ،... تشـکر مـی نمائیم . سرزمین بلوچستان بلوچستان دراستان سیستان وبلوچستان درجنوب شرق کشور قراردارد که این منطقـه بـا مسـاحتی حدود 173478 کیلومتر مربع یکـی از کـم تـراکم ترین مناطق است و حدود /5 95 درصد ازکل استان سیستان وبلوچستان را تشکیل می دهد بلوچستان دارای اقلیمی خشک است که دارای 6 شهرسـتان می باشد کـه عبارتنـد از : ایرانشـهر ، نیکشـ هر، چابهـار، سـراوان ، زاهـدان وخـاش وسـعت ایـن سرزمین به 1550000 کیلومتر مربع مـی رسـد کـه طول آن 560 کیلو متر وعرضـش 375 - کیلـومتر بیشتر نیست . تاریخ سرزمین بلوچستان تاریخ مردمان ونژاد بلوچ آمیخته بـا افسـانه هـاو داستانهای بسیاری است که حکایـت هـای اغـراق آمیز آن باعث شـده اسـت کـه درپـاره ای مـوارد حقیقت آن دوراز ذهن مـی نمایـد . گذشـته تلـخ ٢ بلوچستان به تاریخ پرماجرای آن ونیز تافت وتـازه های شوم حکام وسلاطین ستمگرزمانه که بـه ایـن سرزمین صورت گرفتـه اسـت مربـوط مـی شـود .بلوچستان سرزمین ایلات اسـت سـرزمین قبایـل وطوایف با فرهنگ ، زبان ، رسم ورسومات مخصوص به خود ، سرزمین حاکمان . سردارها ، خانها ، ارباب ها ، رئیس ها ، سـالارها ، چاکرهـا ونوکرهـا سـت سـرزمین طبقـات اجتمـاعی بارزومشـخص اسـت بلوچستان سرزمین برده داری ها ، برده فروشی ها وغلامان زرخریـدبوده ومـی تـوان ان را سـرزمین دردها ورنجها نامید.اما آنچـه کـه مسـلم اسـت ، اینست که داریوش پادشاه هخامنشی برای لشـکر کشی بـه هندوسـتان راه بلوچسـتان را برگزیـدو همچنین لشکر کشی اسکندراز راه مکـران واقعـه تاریخی مهم بلوچستان قبل از حملـه عـرب بـوده است .اسکندرپس از فتح هنـد همچـون داریـوش برای مراجعت مکـران را انتخـاب کـرد .نیروهـای اسکندر دراین سفر شصت روزه که باید از بیابانهای بی آب وعلف وریگزارها عبور می کردند بیشترآنها براثر این سختیها ومشکلات نابودشدند وعاقبت به وادی (یودا) رسیدند . «یودا » که بلوچهـا چهـره وایرانیـان مهـرج مـی نامیدند همان ایرانشهرامروزی اسـت کـه درزمـان پادشاهی رضا شاه به این نام موسوم شد . اسـکندر پس از آنجا از طریق سـیرجان بـه پاسارگادرسـید )1 )بلوچهــا تازمــان آغــاز پادشــاهی انوشــیروان درسرزمینهای شمالی سکونت داشتند پیش از کوچ کردن بلوچهـا بـه بلوچسـتان قـوم «کـوچ » درآن ســرزمین زنــدگی میکردندکــه تــا اواســط دوره شاهنشاهی ساسانیان آن ناحیه کوسون نام داشـت که بدل کلمه «کوش» است .مهاجرت اقوام بلوچ به نواحی جنوب وجنوب شرقی ایران همزمان باشروع جنگ انوشیروان با هیاطله (557 م ) یا مدتی پس از آن اتفاق افتاده است .بلوچهـا پـس ازرسـیدن بـه کرمان دامنه های رشته کوه بـارز رابـرای سـکونت خویش انتخاب کردند وبا کوسـون هـا یـا بلوچهـا همسایه شـدند .پـس از حملـه عربهـا بـه ایـران ورسیدن قوای عرب به حدود کرمـان بلوچهـا کـه ساکن حدود کرمان بودنـد بـه داخـل بلوچسـتان مهاجرت کردند .درسال 238 هجری یعقـوب لیـث برسیستان وبعد برکرمـان و بلوچسـتان مسـتولی گردید . ودرسال 304 هجری آل بویه بلوچستان را متصــرف شــدند . درســال 800 هجــری امیــر تیمورگورکان سیسـتان را متصـرف شـد وسـپس متوجه بلوچستان گردید وچـون بلوچهـا مقاومـت کردند آنها را ببادغارت داد )1). دراوایل قرن هفدهم مـیلادی توجـه انگلسـتان از طریــق کمپــانی هنــد شــرقی متوجــه مرزهــای بلوچستان شد ودرطی سـالها ا نگلـیس تصـرفاتی درمرزهای این منطقه از جمله کوهک ، اسـفندک ، میرجاوه و ... داشت . بدین ترتیـب بلوچسـتان تـا سال 1307 شمسـی میـدان تاخـت وتـاز طوایـف مختلف داخلی وموردتجاوز سیاسی ونظامی عمـال انگلیسی بود اختلافات کوچک مرزی تا سال 1326 همچنان پا برجا بود تا اینکه پاکستان از هند جـدا شد و استقلال یافت و به دنبال توافق هیا ت هـای دو دولت نقـاط مـرزی بلوچسـتان مشـخص وبـه رسمیت شناخته شد . -1 ناصح ، ذبیح ا... بلوچستان – تهران انتشارات کتابخانه سینا –1344 11ص تا 14 ٣ تاریخچه صنعت سوزن دوزی زمان رواج آن بعنوان یک هنـر اصـیل بطـور کلـی مشخص نیسـت امـا از آنجایکـه سـوزن دوزی بـا طبیعت رابطه ای تنگاتنگ دارد پس می توان آن را درنهاد وسرشت آنها یافت .هرچنـد ممکـن اسـت دربرهه ای از زمان به علت عـدم وجـود امکانـات ونداشتن توانائی لازم بـرای بـروز دادن نتـوان آن رادید اما این دلیل عدم انکار این هنر درآن زمـان نمی تواندباشـد .سـوزن دوزی هنـری اسـت کـه برگرفته از ذوق وقریحه فـرد هنرمنـد مـی باشـد وهمان طور کـه بسـیاری از شـاهکارها ازسرشـت ناخود آگاه فرد سرچشمه می گیرد مانند فکر کردن ، اندیشیدن ، میل به کمال رسیدن و... که از همـان ابتدا دروجود آدمی می توان یافت سـوزن دوزی را نیز باید چیزی مثل اینها دانست اگردرمورد سـوزن دوزی به قدری تعمل کنیم آنرا همان فکر ذهنیـات می یابیم که زن بلوچ با بهره گیری از روحیه بی غل وغش خـود کـه مـی تـوان آن را بـه دور از همـه ناخالصی های جامعه دانست به خوبی وبـه زیبـایی آن جاذبه ها وآن سنبلها را که به ذهنش خطور می کند و آنها رادردل طبیعت به خوبی حس می کند به عنوان هنر خود به اطرافیان نمایان می کند . سوزن دوزی این هنر پرجذبه رانمی توان به زمـان خاصی اختصاص داد اما اگر بخواهیم زمان به فعلیت رسیدن آن را بررسی کنیم شـاید درحـدود 100 یـا 200 سال پیش از ظهور اسلام و آمـدن اسـلام بـه ایران مربوط باشد که قومی به نام اسلاوها به ناحیه ای ازبلوچستان آمده ودرآنجا سکنی گزیدند .ایـن گروه از اسلاوها از طریق جاده ابریشم به این منطقه آمده بودند ( این منطقه درحال حاضـر جـز خـاک پاکســتان اســت ودرمرزافغانســتان وپاکســتان قراردارد ) این ناحیه را که این گروه برای سـکونت خویش برگزیده بودند بعلت اینکه مسـیحی بودنـد وآئین اسلام را قبول نداشتند کافرستان می گفتند که این قوم پرورش کرم ابریشم وبدست آوردن نخ از پیله های ابریشـم و اسـ تفاده از آن را درپارچـه بافی و سوزن دوزی به زنان بلـوچ آموختنـد .قبـل ازرواج پارچه خارجی این منطقه از نظر تامین لباس وپارچه خود کفا بود که به افراد متخصص ایـن کـار جولاهک می گفتند که زنان بلوچ با ظرافت کاریهای خاص خود هنر سوزن دوزی را رواج می دادند کـه درکنار زنان مردان نیز به نوبه خود دراین امر یـاری می رساندند .کارهای سـخت وخشـن ایـن هنـر را مردان وکارهای ظریف را زنان بر عهـده داشـتند . پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجرای نقشـه ها برروی پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزی آنچنان با زندگی زنان بلوچ آمیخته که درهرجــــای دنیـــا سوزن دوزی را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزی می شناسـند .سـوزن دوزی ایـن هنـر پرمباهـات بلـوچ بعلـت زیبـایی وشهرتی که پیدا کـرده اسـت خوشـبختانه فقـط محصوربه این منطقـه نمـی باشـد بلکـه آوازه آن فرسنگها فراتر از اینجانیز رسیده است وخودرا بـه صورتهای متفاوتی نشان داده است . بطوریکه حتی ٤ در بین افرادی که قدرت آن را نداشته باشند تا پی به آن رموزی که در تار و پود آن وجود دارد ببرنـد اما از همان ظاهر زیبا و جذاب آن نهایت استفاده را خواهند برد . مختصری بر سوزن دوزی بلوچ سوزن دوزی (سوچن دوزی) یا بلوچ دوزی در میان اقوام بلوچ هنری اصیل و ریشـه دار اسـت کـه بـا طبیعت لطیف و صـمیمی زن بلـوچ آمیختـه شـده است که تلفیقی است از رنگهای خالص و طبیعـی و نقش آرام طبیعت که میتوان آن را در میان زنـان و دختران بلوچ به عنوان هنری ظریف و پر سابقه دید که برای تامین ما یحتاج زندگی ودرواقع سروسامان دادن وضع اقتصادی خانواده های کم درآمد نقـش به سزایی می توان داشته باشد سـوزن دوزی هنـر بسیار سخت و در عین حال جالب و ظریفـی اسـت که در کنار مزایا و برجستگی های زیادی کـه مـی توان برای آن برشمرد معایبی را نیز ذکر کـرد .کـه بعلت ظرافت خاصی که دارد با عث ضـعیف شـدن چشـم سـردرد کمـر درد وغیـره مـی شـود کـه هنرمندمی تواند وتنظیم کردن وقت خود وپرداختن به ا ین کار درساعاتی مشخص ازبسیاری مشـکلات جلوگیری کند که متاسفانه عده ای زیادی از زنـان که دروضعیت بد اقتصادی قرارگرفتند تمـام وقـت خود را صرف سوزن دوزی می کنند کـه ایـ ن کـار باعث اثرات زیان باری مـی شـو د . سـوزن دوزی جزآن دسته ازهنرهای معدودی است که بـا همـان ابزار اولیه واصیل وتوسط دست وسوزن صورت می گیرد وبه همین علت از بسیاری از هزینه هاکه براثر گرایش به صـنایع وتکنولـوژی ایجـاد مـی شـود جلوگیری می کند و چون تکنولوژی مـدرن جدیـد نیاز به هزینه ها ی بالا وهمچنین افـراد متخصـص داردنمی تواند جوابگوی تمام نیروی کاربیکار باشد و سوزن دوزی دررفع این معضل می توانـد بسـیار موثر واقع شود .پس این هنر نه تنهارقیب ومـانعی برسر راه استفاده صـحیح ومناسـب از تکنولـوژی نیست بلکه بـه عنـوان عامـل مکمـل دراقتصـا د کشورهای توسعه نیافته محسوب می شـود .تمـام آنهایی که دراین هنر نقش ایفـا مـی کننـد زنـان هستند زنـان بخـوبی ارزش آن را درک کـرده واز همان سنین پایین 7و 4 )سالگی ) با این حرفه آشنا می شوند . وبه وضوح سهم آن را درزندگی خود می یابند وبه درستی می بینند که چگونه با زندگی آنها عجین شده است نمونه ای ازآن چیـزی را کـه زن بلوچ به عنوان هنر خود معرفی می کند را می توان درلباس زیبا با وقار وبلند بلوچ که با نهایـت صـبرو ظـرافت سوزن دوزی شده است دید که قسمتهایی از آن لبــاس بــه نامهــای پــیش سـینه ، جیــب و سرآستین بطوریکه از گذشته برایش ماند ه با تکـه های سوزندوزی شـده آراسـته مـی شـود بیشـتر هنرمندان این هنر را می توان درمناطق ایرانشـهر وبیشتر درنواحی چانف ، اسپکه ، فنوج ،مـورمیج ، شـهریانج ، گوانـگ ، متـه سـنگ ، نگـوچ ،پیـپ ،هریدوک ، کویچ ، بزمـان درسـراوان درناحیـه ای ســیب وســوران درخــاش درنــواحی ایرنــدگان ومارندگان ودربسیاری از مناطق دیگـر بلوچسـتان بخصوص مناطق روستا نشین دید . ٥ ابزار کار سوزن دوزی هنری است که هنر مند برای خلق اثر خود به ابزار کم وابتدایی نیاز دارد که می تواند بـه راحتی آنان رافراهم کند که درهر خانه ای یافت می شود . وزن بلوچ با حداقل امکانات یکی از برجسته ترین هنرهای ایـران را بـه نمـایش مـی گـذارد . ابزارهای ساده وابتدائی این هنرعبارتند از : -1 سوزن 2 -قیچی 3 -انگشتانه سوزن که از گویش محلی به آن سوچن می گوینـد نقش آن درسوزن دوزی بسیار مهم است وانـدازه و نوع آن به نوع کار ، دوخـت وپارچـه مـورد نظـ ر بستگی دارد واز آنجا که نقشها باهم تفاوت دارنـد سوزندوز سعی می کند ابزارکار با نوع کار هماهنگی لازم را داشته باشد . وبرای انواع دوختهـا از انـواع سوزنهای نازک و کلفـت اسـتفاده مـی کننـد کـه بستگی به ظرافت ، نوع دوخـت ونقشـی کـه مـی خواهد پیاده کند دارد بطوریکه هرچه سوزن نـازک تر باشد می تواندبه ظرافت کار کمک کند . قیچـی که به آن مقراض گفتـه مـی شـود یکـی دیگـر از ابزارهای بکار رفته درسوزن دوزی است ونقشی که می تواند داشته باشد این است که بـه وسـیله آن پارچه هارا به اندازه های مناسب کـار درمـی آورد . وهمچنین برای برش نخ نیز از آن استفاده می شود . انگشتانه یا شستی کـه آنـرا بـه عنـوان محـافظ انگشت بکار می برند می تواندخیلی موثر باشد کـه سوزن دوزان خبره بیشتر از آن استفاده می کننـد وافرادی کـه تـازه مـی خواهنـد سـوزن دوزی را فراگیرند زیاد وابستگی به آن ندارند . وشاید دلیـل این باشد که افرادخبره به دلیل تبحر وتجربه ای که دارند خیلی سریع عمل می کنند وهمـین سـرعت باعث می شود که سوزن با شتاب بیشتر ی با دست آنان برخورد کنداما در افـراد تـازه کـار بـه علـت تمرکزودقت زیاد باعث می شود کنـد پـیش رونـد کمتر نیاز به انگشتانه پیدا می کنند . مواد اولیه از آنجاکه برای ایجاد هرهنری نیاز بـه مـواد اولیـه ایست سوزن دوزی نیز به عنوان یک هنر به مـوا د اولیه ای نیاز دارد . برای طرح سوزن دوزی از پارچه ٦ ونخهای رنگی که مواد اولیه را تشکیل مـی دهنـد استفاده می شود . نخهای مورد اسـتفاده از جـنس ابریشم وپنبه است که بیشترین نخ مورد اسـتفاده نخ پنبه ای می باشد که به راحتی می تـوان آنـرا دربازار از واسطه ها دریافت کـرد نـخ پنبـه انـواع مختلف داردکه به علـت همجـواری بـا پاکسـتان بیشـترین اسـتفاده از نخهـای پنبـه ای وارداتـی پاکستان می باشد . وعلاوه برآن از نخهای مرقـوب دمسه نیز استفاده می شود . از نخ ابریشم بیشـتر درگذشته استفاده می شـد کـه امـروزه بـه علـت کمیابی آن وگران قیمت بودنش کمتر مورد استفاده قرارمی گیرد . وهمچنین کارگاههای تحت پوشـش سازمان صـنایع دسـتی از نـخ ویسـکوز دولا کـه درمرکز استان رنگ آمیزی می شود اسـتفاده مـی کنند . نخهای بکار رفتـه درسـوزن دوزی بصـ ورت مختلف ومتنوع انتخاب می شوند که بیشـتر از نـخ های برنگ تیره استفاده می شود . 80 %آنهارا رنگها ی قرمز تشکیل می دهد . سوزن دوز علاوه بر نـوع نخ ورنگ انتخابی آن برای خلق اثر خود بـه مـاده اولیه دیگری که پارچـه اسـت نیـز نیـاز دارد . واز آنجائیکه پارچه نقش مهمی درایجاد طـرح ونقـش دارد هنرمند باید دقت لازم بـرای انتخـاب پارچـه موردنظرراداشته باشد چون برای هر نوع دوختی از پارچه مخصوص به آن دوخت استفاده مـی شـود . مبنی این پارچه ها غالبا کتان وپنبه است که جنبه واردات داشته و از خارج ( پاکستان ) به استان وارد می شوند . از آنجائیکه که درسـوزن دوزی بلـوچ ، نقشها براساس شمارش تاروپود انجـام مـی گیـرد وهیچ طرح اولیه ای برروی پارچه پیاده نمـی شـود وهمه طرحها ذهنی است پارچه انتخابی باید دارای تاروپودی منظم وکاملا عمـود بـرهم باشـدوبراین اساس پارچه ها به دونوع درشت بافت وریـز بافـت تقسیم می شوند .چون همه نقشها از لحاظ ظرافت ودرشتی بـه یـک انـدازه نیسـتند .بیشـتر بـرای دوختهای ظریف وپرکار از پارچه های نخی گانـدی با عرض 120استفاده می شود که بعلت بافت ریـزی که دارند نوع دوخت برروی آنها ظریف تر می شود . استفاده از پارچه های ریز بافت درگذشـته بیشـتر بودکه امروزه جای آنها را پارچه های نامرغوبی کـه کارهنرمند را راحت ترکرده است گرفتـه کـه ایـن پارچه ها تور مانند بوده ونقشی که برروی آنها بکار برده می شود بـه ارزشـمندی گذشـته نیسـت واز ارزش کمتری برخوردار است پس نوع بافت پارچـه عامل اصلی قیمت گذاری آن محصول محسوب می شود اگرپارچه ریز بافت ونخ بکار رفتـه ابریشـم ( نازک) باشد ارزش آن به مراتب بیشتر از محصولات نامرغوب ودرشت بافت است . نحوه تولید سوزندوزپس از آماده کردن مواد اولیه وابـزار کـار پارچه را که بعنوان ماده اولیه ای محسوب می شود را به اندازه های مناسب درآورده ونقش مورد نظر را برروی آن می دوزد .ابتدا طرح کلی را با یک رنـگ برروی آن پیاده می کند سپس فواصل بوجود آمده را براساس نقش مورد نظر با نخ های متفاوت رنگـی پر می کند . میان کار وکم کار که نوع کار محسـوب می شوند دراین مرحله مشخص می شود اما نحـوه دوخت همه نقشها به این صورت نیست مـثلا بـال مدک که نوعی نقش است بدون اینکه اول طرح را با یک رنگ مشخص کنند سپس آنرا با رنگهای دیگـر شکل دهند بترتیب رنگها بصورت کامل دوخته می شود . ٧ نوع سوزندوزی مانند نوع نقش درهـر منطقـه ای متفاوت است بطوری که دربرخی منـاطق انفـرادی ودرجاهایی مانند ایرندگان بصورت گروهی ودسـته جمعی عمل شود .درنوع گروهی که بصـورت هـای متفاوتی می تواند باشد ممکن اسـت هـرزن یـک قطعه از پارچه را انتخاب کند وبدوزد ویـا هـرنقش ورنگی برعهده یکی قراربگیرد که درگویش محلـی به این عمل دسته جمعـی حشـرگفته مـی شـود . منظور از پرکار ، کم کارومیان کار که گفته شد ایـن است که اگرتمام پارچه موردنظر سـوزندوزی شـود پرکاراسـت ولـی اگــر بیشـتر قسـمتهای پارچـه سوزندوزی شود اما فواصلی هرچند کم هـم بـاقی بماند نوع دوخت میان کار است ولـی اگـر فواصـل باقی مانده زیاد باشد نوع کم کـار را تشـکیل مـی دهد . مدت زمان از آنجائیکه سوزن دوزی هنری است که تنهابوسیله دست انجام می گیرد وبرای تولید آن از هیچ وسیله یاتجهیزات دیگری استفاده نمی شود مسلما بـرای تولید آن مدت زمان زیادی لازم است که البتـه بـه نوع دوخت ، نوع طرح ، مهارت فرد ، تولید انفرادی یا گروهی بستگی دارد .نوع دوخت: سوزن دوز برای هریک از انواع پرکـار ،میـان کـاروکم کـار زمـان یکسانی را صرف نمی کند وهمه دیر یـا زود انجـام نمی گیرند پس درتعیین مدت زمان لازم هر یک از انواع آنها موثر است . نوع طرح با توجه به طرح اجرایی زمـانی کـه بکـار مـی رود بستگی به سادگی یا سختی آن طرح دارد که بـرای برخی از طرحها زمان کم وبرای برخی دیگر زمـانی زیادی لازم است .طرحها همچنین براساس کوچک یا بزرگ بودنشان مدت زمـان خاصـی را بـه خـود اختصاص می دهند . مهارت فرد مهارت فردکه تند یا کند عمل کند بسیار مهم است هرچه فرد مهارت بیشتری داشته باشد بـه همـان اندازه می تواند بـا سـرعت بیشـتری عمـل کنـد .تولیدانفرادی و گروهی قطعا به لحاظ زمانی متفاوت خواهند بود بطوری که هرچه تعداد افرادی که مـی خواهند با هم کار کنند بیشترباشد به میزان تولیـد نیز زودتر انجام خواهدشد .جنس پارچه ونـخ نیـز موثر است بطوری که هرچه پارچه ریز بافت ترباشد ونخ بکار رفته نیز ابریشم ونازک باشد برای دوخت آن زمان بیشتری لازم است تا اینکه پارچه ونـخ از جنس کلفت ونامرغوب انتخاب شوند. یـک سـوزن دوز دریک ساعت برای هر یک از انواع پرکار میـان کاروکم کار می تواندبترتیب 10 سانتیمتر مربع پرکار ، 35 سانتیمتر مربع میان کارو 50 سانتیمتر مربع کم کار بدوزد . ٨ فروش ( بازار ) شاید بتوان گفت که سوزندوزی بعنـوان یـک هنـر آنطور که باید وشاید ارز ش وجایگاه خودرا نیافتـه است بطوری که تا چند سال پیش بعنوان یک نوع فعالیت نوعی بشمار می رفت واز اهمیـت نـاچیزی برخوردار بود برای رفع این مشکل می توان با یـک مدیریت صحیح امکانات ومنـابع بیکـاری را تاحـد زیادی میان زنـان ومـردان کـاهش داد . همچنـین بازاریــابی آن درکشــورهای اروپــایی – آســیایی وآفریقایی مهم ترین بخشـی اسـت کـه درتولیـد فراورده های سوزندوزی باید به آن توجه کـرد کـه متاسفانه عدم گسترش تولیـدات سـوزندوزی بـه بقیه نقاط ایران وجهان از ضعفهای قابل توجه ایـن هنر به حساب می آید .درحال حاضر بیشترین بازار برای پوشاک محلی می باشد که بعلت عرضه زیـاد ارزش آن پایین آمـده وقیمـت نـاچیزی بـرای آن پرداخت می شود . درجاهایی هم که تقاضا ها غیـر بومی است واسطه ها بخـاطر عـدم اطـلاع سـوزن روزان از ارزش واقعی آنها قیمت بسـیار کمـی بـه تولید کننده ها می پردازند وبیشترین سود نصـیب خودشان می شود با ایجاد شـرکتهای سـهامی کـه سهامد اران از خود تولید گان باشند می تـوان بـه صادرات گسترده پرداخت وبا پرداشتن سود بطـور عادلانه بین عرضه کنندگان انگیزه بیشتری درآنها برای عرضه بیشتر ایجاد نمو .د دریک تقسیم بندی کلی می توان مراکز زیررا بـرای فـروش تولیـدات سوزندوزی نام برد . -1 فروش درمحل : فروش درمحل مختص فراورده های محلی که زینت بخش لباس زنان بلـوچ اسـت مانند جیب ، سرآستین وپیش سینه می باشـد کـه فروش درمحل ممکن است بصـورت مبـادلات بـا کالاهای دیگر یا مواد غذایی صورت گیرد که مسلما به اررشی خیلی کمتر از ارزش واقعـی آن فروختـه می شود که این به وضعیت بد اقتصادی واجتمـاعی استان مربوط می شود وتا زمانی که نارسای هایی از این قبیل ول نگردد نوسانات قیمـت تـابع عرضـه تقاضا نخواهد شد 2 -فروش درمراکز شهری : فروش درمراکز شهری ،تولیداتی همچون سجاده ، دستمالهای تزئین شده ، نوارهای مانتو و... را شامل می شود که از آن حالت محلی بیرون آمده وفراورده های محلی کمتر مـورد نقاضاست 3 -فــروش درشهرســتانهای مختلــف کشــور : شهــرستانهایی که همچون مراکز فروشی داشـته باشند بسیار اند کـه کـه فروشـگاهها ی سـازمان صنایع دستی مهم ترین این مراکز به شمار می روند 4 -فروش درخارج از کشور : همانطور کـه گفتـه شد سوزندوزی هنری است کـه درسـایر کشـورها جایی برای خود باز نکرده اسـت سـازمان صـنایع دستی هم بعلت عدم تقاضا ی بازاردرخارج از کشور اقدام قابل توجهی درای زمینه انجام نداده است بـا این حال کشورهای حوزه خلیج فـارس ، پاکسـتان وهندوستان و کشورهای اروپایی را می توان محـل فروش نام برد . ٩ نقش وطرح نقش وطرح کـه رکـن اساسـی درسـوزندوزی بـه شمارمی آید برای هر دوره سند هویتی اسـت کـه معمولا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .زنان بلوچ ممکن است براساس نوع سـلیقه وتجربیـات خود درنقوش تغییراتی بوجود آورند ونقوش را کـم وزیاد کنند اما اصل آن ودرواقـع هویـت آن نقـش هرگز از بین نمی رود .سوزن دوز نقوشی را که بکار می برد بدون اینکه قبلا طرحی برای آنان ایجاد کند با نهایت ظرافت برروی پارچه مـی آورد کـه بـرای ایجاد نقش بیشتر سعی می شود از عناصر بی جان طبیعت استفاده شود تا نقشهایی مانند نقش انسان وحیوان واین شاید بعلت ایمان واعتقاداتی اسـتکه مردم بلوچ به آنها پایبند هستند اعتقاداتی که آنها را بیشتر برای تعیین نقش به سوی اشـکالی سـوق می دهد که با فرهنگ ومذهب آنها منافات نداشـته باشد . تا حد امکان سعی می شود از نقوش هندسی استفاده شود اما با وجود همه اینها باز هم نقوشـی که بیانگر نقش انسان حیوان وگیاه باشد را می توان درآثار هنر برخی از هنرمندان مشاهده کرد. بطـور کلی نقوشی که بکارگرفته می شوند عبارتند از : -1 نقوش انسانی :از این نقوش درهنرسـوزندوزی کمتر استفاده می شود واین نوع نقش برروی قالیچه ها کاربرد بشتری دارد . نقوش انسانی ممکن اسـت کاملا به شکل انسـان نباشـد امابخـاطر برخـی از نشانهایی که به انسان یا هرشی ء دیگری دارد نـام آنرااقتباس می کنند 2 -نقوش حیوانی: که برگرفته از نام انواع حیوانـا است کـه ایـن حیوانـات ممکـن اسـت دراطـراف وخودمنطقه وجود داشـته باشـد یـا ماننـد نقـش حیوانات مثل طاووس برگرفته از آن ذهنیـات فـرد باشد که بخاطر زیبایی آنرا بکار می برند . 3 -نقوش گیاهی : عدم وجود گـل دربلوچسـتان ذهن سوزندوزرا برآن داشته تا به نقش آفرینـی آن بپردازد ویا کنارهم قراردادن چند مربـع ، لـوزی ، مثلث یا مستطیل انواع گل ها ونقش رامی آفریند . 4 -نقوش هندسی : نقش ها ی هندسی بیشترین کاربردرا نه تنهادرسوزن دوزی بلکه درانواع فعالیت ها مانند سفال ، زرگری و... می تواند داشته باش . د ن قشهای هندسی متنوع تـراز دیگـر نقـوش اسـت ودرعین سادگی می تواند بسیارزیبا و جذاب باشد . پس نوع طبیعت ، آب وهـوا ،ذهنیـات ، روحیـات ، ١٠ آداب ورسوم درتعیین نوع نقش بسیار موثر اسـت وبه همین علت است که دوخت ونقش درهر منطقه ای با منطقه دیگر تفاوت دارد . ومعمولا یـک نـوع دوخت دریک منطقه نسبت به دیگر نقشها ارجعیت می یابد وبعنوان دوخت همان منطقه شـناخته مـی شود که مسلما افراد آن منطقه از تبحـر بیشـتری نسبت به دیگران برخوردارنـد مـثلا چوطـل دوزی بشتر درمنطقه گشتوسراوان رواج دارد . یا بالمدک را می تـوان جـزء دوختهـای یکـی از روسـتاهای سـراوان ( نــاهوک) دانسـت .نقشــها درروسـتاها وشهرهای دورافتاده از اصالت بیشتری برخوردارند بطوری که هرچه به طـرف شـهر پـیش بـرویم آن اصالت کمتر به چشم می خورد .سـوزندوزی هـای اطراف کوههای آهـوران بهتـرین سـوزندوزی هـا هستند .نقشها را می توان همـان دنیـای عشـق ، صداقت ، یکرنگی ، صفا وصـمیمیت زنهـای بلـوچ دانست که با زندگی آنها آمیخته است .سـوزندوزی وطرح نقش براساس شمارش تاروپود ها ایجاد مـی شود . ونوع کار با هم متفاوت است نقشـهایی کـه بصورت ظریف وبامهارت خاصی دوخته می شوند را خود کار می گویند وبه آنهایی که درشـت هسـتند ومرغوبیت نوع اول را ندارند توئی گفته می شود که این نوع تقسیم بندی درمیان بلوچ ها مکـران رواج دارد که می توان درعامل قیمت گذاری بسیار مهـم باشد . همانطور که گفته شـد طرحهـای هرمنطقـه اصالت خاص خود را دارنـد وسـوزن دوزی منـاطق شمالی ( بلوچهای سرحدی ) بـا بلوچهـای مکـران ( بلوچهای مناطق جنوبی استان ) با هـم متفاوتنـد .درقسمتهای جنوبی رنگهای تیره با نقوش ریز وپـر مورد استفاده است .اما درمنطقـه سـرحد ازرنـگ روشن ونقوش ساده بیشترین اسـتفاده مـی شـود .درنقـاط مـرزی نقـوش تحـت تـاثیر سـوزندوزی پاکستان قرار می گیرد وبه آن آئینـه ، پولـک و ... اضافه شود مهم تـرین محـدودیت درهنـر سـوزن روزی بلوچ استفاده از نقـوش هندسـی اسـت کـه براساس تاروپود منظم وعمود برهم دوخته می شود . تنــوعی کـــه درنقــوش بکار می رود کنار هم قرار گرفتن نقشها است که عموما قرینه انـد بطـور کلی ویژگی های نقوش عبارتند از * : ذهنی بـودن * برگرفته از دیده ها . شـنیده هـا وآرزوی افـراد * نقش ونگارهـای عامیانـه * نقـوش برگرفتـه از طبیعت که به همان نام مشـهورند * . بسـیاری از نقوش دارای نام مشخص نیستند .تنوع نقـوش تـا آنجاست که به یکی ازنقوش قـدیمی سـوزن دوزی بکالو(Bakalu ( اگر اشاره شود پی به آن خـو اهیم برد . بکالو که معنی آن «هندی» است ایـن را مـی رساند که درگذشته بلوچ وهند درگذشـته بـا هـم قرابت داشته اند . ١١ انواع طرحها * : طرح های تاری : سه تاری ، چهارتاری ، شـش تـاری، هفـت تـاری وده تـاری * طرح های گل * طرح های حاشیه یا اطراف گل * طرح های چشم .طرح های گل عبارتند از : گل دانه دار. گل سرخ ، چهاردانگ ، گـل بیلـوار ، گـل گندمی ، گل گنبدی ، گل تنـک ، پرگـاش ، تـک ، کیسـه دوز ، کـویج ، تنــد روک ، تلمــل ســراوان و...طرح های حاشیه یا اطراف گل عبارتند از : چپ وراست ، کـش ،بـن ، موسـم ،سفیدسـر، سـوزی کشی،اگوارکش، گ( وهرکش) سـرطاووس و ...طـرح های چشم عبارتنداز: گور چشـم . چشـم مـاهی ، چشم گوساله ، چشم سورمه ای ابزار کار ووسـایل زندگی . عناصر طبیعـت ماننـد مـاه وخورشـید . حیوانات اهلی ووحشی ماننـد اسـب ، شـتر،مرغ ، خروس، بزوپلنگ که بنامهای اسب گوش ، مرغ پر، مرغ وخروس ، صبرلو، اشتر، بزاست . پرنـدگان . خزندگان (مار) انواع فراورده های سوزن دوزی تولیدات سوزن دوزی که قبلا منحصـر بـه سـوزن دوزی برروی لباسهای محلی بودگسـترش یافتـه و امروزبا نفوذ سازمان صـنایع دسـتی بـاخلق آثـار وفراورده های دیگری همچون سجاده، سفره، پرده ، کوسن و... از هنرمندان روبروئیم . انـواع فـراورده های سوزن دوزی که گسترش قابل تـوجهی یافتـه رامی توان چنین ذکر کرد *. قطعات تزئینی جامـه زنان * قریشی ( کریشـی *) محصـولات جدیـد * نوارهای سوزن دوزی شده .فراورده های سـوزن دوزی که شامل قطعات تزئینی جامـه زنـان اسـت شامل چهاریا چهارقسمت است : -1 پیش سینه :که نامهـای آن درگـویش محلـی عبارتند از « زیح ( » zin ( » زیگ (» zig ( یاجیـگ (Gig ( وهمچنین به نامهای « کریک » وبرنک هـم باز شناخته می شود که جهت تزئین قسمت بـالای پیراهن بکار می رود . 2 -گوامتان (tan am-Ga (: که درزیـر پـیش سینه قرارمی گیرد وتا نزدیک دامـن ادامـه دارد . طول آن تقریبا 65 سانتیمتر است که قسمت بالای آن که مقدارکمی را بـه خوداختصـاص مـی دهـد بصـورت مثلـث وبیشـترین مقـدار آن بـه شـکل مستطیل است . 3 -سرآسـتین یـا آسـتینگ ( Astinag ( کــه آســتانک وآســتونگ نــام هــای دیگــر آن اســت دردوقطعه فراهم می شود کـه زینـت بخـش سـر آستین زنان بلوچ است 4 - پاچک یا پانچک که همانند سرآستین است اما تفاوتی که بـا هـم دارنـد ایـن اسـت کـه نقشـها درسرآستین بیشتر از پاچک که سرشلوار است می باشند .نوع دوخت ونقش های بکاررفته درهمه بـه یک صورت است واز نقوش یکسـان اسـتفاده مـی شود مثلا اگر نقش موردنظر چوطل اسـت درپـیش سینه ، گوامتـان ، سرآسـتین وپاچـک از چوطـل استفاده می شود وطوری نیست که درهریک از آنها نقش متفاوتی بکار برده شود . ١٢ از دیگر فراورده های سوزن دوزی بلوچی قریشـی ( کریشی ) است که همان کنـاره روزی اسـت کـه برای تزئین روسری ، کناره های چادر ، لبه گوامتان و... قریشی را بکارمی برنـد . نـخ مورداسـتفاده از جنس کاموا ، ابریشم یا سوف پاکستان است که این کار بوسیله ابزاری بنام کریشی که همان قلاب است صورت می گیرد .محصولات جدید وانواع فـراورده های دیگری که باعث شده اند سوزن دوزی به لحاظ کمیت وطرح وارد عرصه جدیدی گردد عبارتند از : رومیزی ، کوسن ، سفره ، آباژور ، پـرده ونوارهـای مانتو و... این محصولات جدید با تطبیـق نقشـهای سنتی باسلیقه های فردی وجدید بوجود آمده انـد که انواع دیگر آن می توان به کروات ،کیـف پـول ، جلد آینه وآلبوم ،جلد قرآن ، قاب عکـس ، قـوطی سیگار ، جا کلیدی ، گوشواره و... اشاره کـرد .ایـن عمل که نوعی فن آوری محسوب می شود . اما با این وجود هنرمند دراینصورت کمتراز نقـوش قدیمی واصیل استفاده می کنند وبیشـتر تقاضـای بازاررا درنوع نقش درنظر می گیرند کـه ایـن کـار باعث به فراموشی سپردن نقوش اصیل وجایگزینی نقش وطرحهای جدیدکه بدورازآن آمال وآرزوهـای گذشتگان است می شود کـه مـی تـوان آنـرا بـه فراموشی هویت تعبیر کرد . نوارهای سـوزن دوزی شده که یکی دیگراز انـواع فـراورده هـای سـوزن دوزی بلوچی است بیشتر برای تزئین لبه چادر لبـه پایین دامن و... بکار برده می شود . انواع کار : همانطور که بیشتر اشاره شد درمیان بلوچهای مکران ( جنوب استان ) دونوع کارسـوزن دوزی بلوچ دارد . -1 خردکار 2 - توئی خردکار همان ظریف دوزی اسـت سـخت اسـت و زمان زیادی باید برای آن صرف شود و نقشها درآن ریز وظریف هستند در که نقوش درشت و نامرغوب هستند مـدت زمان کمتری را نسبت به خـرد کـار می برد .برای آن زحمت زیـادی نیاز نیست وشـاید برای همه قابل یاد گیری باشد که این نـوع کـار در سوزن دوزی را شـاید بتـوان مهمتـرین عامـل در قیمت گزاری دانست برای خرد کار وتویی عاملی که بسیار مهم است جنس پارچه می باشد چون بـرای هر نوع خرد کار وتوئی از پارچـه مخصـوص بـه آن استفاده می شود . دستمزد سوزن دوز * نوع دوخت * نوع طرح * سطح کار ١٣ نوع دوخت: در سوزن دوزی بسیار مهم است ویکی از شاخصهای مهم قیمت گزاری محسوب می شـود هر یک از انواع دوختهای پر کار میان کار قیمتهای دارند که سوزندوز به لحاظ نوع کار و زحمتـی کـه متحمل می شود آن تعیین می کند . نوع طرح : هر طرح ونقشی که سوزن دوز بکار می برد ارزش خاص خود را دارد مثلا اگربال مـدک وچوطل را که هـردو از نقشـهای مطـرح وجـذاب هستند را در نظر بگیریم نقش بالمدک بعلت زیبایی بیشتر ودرعین حال زحمتی که داردقیمت بیشتری رادربر می گیرد . سطح کار: سـوزندوز بـادونرخ ثابـت ومتغییـر روبروســت . اگــر مــواد اولیــه توســط ســوزندوز یاتولیدکننده تهیه شودقیمت آنها درقیمت نهـایی محاسبه می شود وبه نرخ ثابت افزوده مـی گردنـد .اما با همه این تفاسیرتولید کننده آن دستمزدی را که حقش است دریافت نمی کند وبیشترین استفاده نصــیب واســطه هــا مــی گــردد .از آنجائیکــه بیشترتولیدات سوزن دوزی مصرف شخصی دارنـد یک زن سـوزندوز درمـاه بیشـتر از 5000 تـا 10000 تومان دریافت نمی کند .همچنین می توان گفت که ارزش فراورده های امروزی هنرمند را پارچه هـای نامرغوب ونخ های کلفت بکار گرفته شـده تـا حـد زیادی کاهش داده است . دوخت وانواع آن : دوخت درهر منطقـه ای با منطقه دیگر تفاوت دارد ودرهر منطقه ای نیز نام مخصوص بخودرا دارد بــه این ترتیب نمـی تـوان بـرای آن تعریـف خاصــی لحـاظ کـرد . از انـواع دوختهامی توان به چوطـل دوزی ،آسـان تانکـه ، بالمدک ، کپ وجلـت ، محسـم سـندکی ، چکـن وپرکار لاهاری وپرکار و... اشاره ای داشت .چوطـل دوزی بیشتر درسراوان وگشت رواج دارد ودوختـی است از بخیه زدن که با ظرافت فوق العاده ای انجام می گیرد و درردیفهای مختلفی دوخته می شود که کمترین آن 6ردیف مـی باشـد کــــه بایــــد ردیفها جفت وبسته به نظر فرد انتخاب مـی شـوند 14،12،10،8،6و... درچوطل دوزی ممکن است تنهـا نقش بکار رفته چوطل باشد که به آن تمام چوطـل می گویندویا درکنار چوطل از نقشهای حاشـیه ای منند لاهاری ، چکن، پرایز و... استفاده شود کـه در این صورت با توجه به حاشیه به کـار رفتـه اسـم و قیمت آن انتخاب می شود. آسان تانکه و پیـت :بیشـترین رواج را در سراوان دارد و برای دوخت فراورده های تـز ئینـی جامه زنان از آن استفاده می شود که شبیه شـماره دوزی است که با کم و زیاد شدن و روی هـم قـرار گرفتن نقش بوجود می Ĥید. بال مدک:بیشتر در روستایی از سراوان به نـام ناهوک از این نقش استفاده می شـود کـه دوختـی است مشکل و وقت گیر که قیمتش نیز بالاست. کپ و جلت:دوخت جلـت بیشـتر در منطقـه سوران به کار برده می شود و یکی دیگـر از انـواع ١٤ نقشهایی است که جذابیت خاص خود را دارد ،جلت از کنار هم قرار گرفتن خطهای موازی که از وسط به دو قسمت تقسیم می شوند بوجـود مـی آیـد کـه بیشتر برای دوخت آن از دو رنگ قرمز و قهـوه ای استفاده می شود به طوری که چند خط مـوازی بـه ترتیبی که گفته شد با یک رنگ و به همان اندازه با رنگ دیگر دوخته می شود خطهای موازی بـه کـار رفته در هر رنگ 3 الی 5 عدد است اگـر جلـت ر ا بصورت هفت و هشت های منظم در آورند بـه ایـن نوع دوخت کپ و جلت گفته مـی شـود کـه از آن بیشتر در پایین لباس یا دامن استفاده می شـودکه ممکن است برای جـذابیت بیشـتر در آن از آئینـه استفاده شود ،جلت در قسمتهای وسط پیش سینه ووسط گوام تان بصورت لوزی دوخته می شـود کـه دروسط آئینـه ای قرارمیدهنـد ودورتـا دور آن را بصورت لوزی با جلت می دوزند . دیگرنقوش نیز به همین ترتیب وبه آن صورت که فرا گرفته وهنرمند خود مهارت دارد دوخته می شوند. بـرای نقشـهای حاشیه ای ممکن است از پیت (نوار) نیـز اسـتفاده شود . که بیشتراز این نوع درگذشته اسـتفاده مـی شده وامروزه کاربرد چندانی ندارنـد نشـان دادن نقش جلت و همچنین ترتیب بکـار رفـتن رنگهـا گوامتان چوتل دوزی در مرحلهی اولیه دوخـت بـا یکرنگ بوسیله بخیه زدن و ایجاد لوزی ها بوجـود می آید. رنگ :در بلوچستان رنگهـا تحـت تـاثیر اصـول قبیله ای تاریخی حماسی مظلومیـت و مح رومیـت مردمــان آن و ایســتادگی در مقابــل بســیاری از نابرابریهای جامعه مانند اسـتثمار، فقـر، تبعـیض و شبیخونهای داخلی و خارجی قرار گرفته اسـت .زن صبور بلوچ در کار خود بیشتر از رنگهایی اسـتفاده می کند که بنوعی بیانگر صورتهایی از عدم امنیـت و آرامش و به تصویر کشیدن طبیعـت بـی قـرار او باشـــد . قرمز،بنفش،زرشـــکی،نارنجی،قهوه ای وبطوکلی انواع رنگهای قرمز 80 %انتخـاب رنـگ را تشکیل می دهند . رنگ نیز از بسیاری از تحولات جامعه به دورنمانده وآن خالصیت و ترکیب خودرا از دســت داده و مــی دهنــد اصــولا رنگهــایی کــه درروستاها از آنها استفاده می شودبا نوع رنگی کـه درشهرهای بزرگ مورداستفاده قرار مـی گیرنـد از اصالت بیشتری برخوردار اسـت . درروسـتا هـا از همان رنگ دست نخورده ای استفاده می شود کـه زائیده ذهن خلاق هنرمنداست اما درشهر به علـت فرهنگ واردات کـه بـر آنهـا تـاثیر گـذار اسـت رونگهانیز باید براساس آن نوع فرهنگ تغییر یابند. ورنگها را بدون درنظر گرفتن نوع تلفیق آنهـا وبـا توجه به نیاز بازارهای داخلی وخارجی تغییـر مـی دهند وبیشتر از رنگهای جذاب وگیرا که مشتری به سمت آنها جذب می شود استفاده مـی شـود کـه دراین صورت بیشتراز رنگهـای دارچینـی، کـرم ، انـواع سـبزوآبی اسـتفاده مـی شـود . همچنـین سوزندوزگاهی براساس رنگ پارچه نـخ را انتخـاب می کند مثلاپارچه ای که قرمز است بجای اسـتفاده از نخ قهوه ای برای دوخت لاهاری ( کـلاء ) از نـخ سبز استفاده می شود . تلفیق رنگهامی تواندبیانگر آن احساس نابی باشد که زن بلوچ با کنار هم قـرار دادن آنها آن را به تصـویر مـی کشـد درگذشـته ١٥ بیشتر از رنگهای روشن استفاده می شـداماامروزه رنگهای تیره تربیشتر مورداستفاده قرار می گیرند . در گذشته نخ های مورداسـتفاده بیشـتر رنگهـای سبز کمرنگ ،نارنجی ، صورتی ، پسته ای ، قرمز کم رنگ ( تیتک ) بودکه امروزه بـرای دوخـت انـواع قطعه های جامه زنان از نخ های تیره اسـتفاده مـی شود . ترتیب قرارگرفتن رنگها که عبارتند از قهـوه ای ،سبز، آبی، قرمز، سفید، مشکی. بررسی مشکلات : سوزن دوزی شـاید تنهـا هنری است که به حوزه جغرافیایی خاصی اختصاص دارد که از گذشته های دور به ارث رسیده است که بیشتر تولیدات به علت عدم وجود با زارهای جهانی درخود منطقه به فروش می رسند که شاید علت آن نبود راههـای ارتبـاطی ، دوری از شـهرها ومراکـز استان ورواج آن بیشتر درروستاها باشد مهمتـرین مشکلات را چنین می توان برشمرد : -1 بی سوادی اکثریت تولید کنندگان که این باعث می شود اطلاعاتی درمورد فروش ، چگونگی فروش ، تولید انواع فراورده ها و... وجود نداشته باشد . 2 - رواج آن بیشتر درروستاها ومناطق دورافتـاده که بعلت عدم وجود راهها ی مناسب نمی توان مواد اولیه بخوبی دراختیار تولید کنندگان قرارگیرد . 3 - دستمزد پایین که علت اصلی آن واسطه ها می باشند . واسطه ها کـه رابطـه بـین تولیـد کننـده ومصرف کننـده هسـتند از فقـر اقتصـادی تولیـد کنندگان سوء استفاده می کنند وتولیدات بـا ارزش آنها را ب قیمتهای بسیار پایین خریداری می کنند . 4 -نبود امکانات بهداشتی ودرمان دردفع برخـی از عوارض 5 -همکاری نکردن سازمان صنایع دسـتی بـرای تهیه مواد اولیه برای آنان که تحـت پوشـش ایـن سازمان هستند 6 -کمبودکارشناس وعدم مدیریت 7 - محدودیت امکانـات وبودجـه سـازمان صـنایع دستی وعدم حمایت دولت درفـراهم آوردن مـواد اولیه ، ایجاد کارگاههای آموزشی وحمایت بیمه ای 8 -وجـود وسـایل جـایگزینی ماننـد چ رخهـای گلدوزی درشهرهای زاهدان ، سراوان ، ایرانشهرو ... ١٦ 9 -عدم آگاهی از بازارخارجی تولیدات -10 عدم توازن بازاریابی دربازارهای خارجی بعلت فقرمادی وبی سوادی راهکارها :دولت باید برای رفع انواع مشکلاتی که سرراه این هنر قرارگرفته اقداماتی انجام دهد و ضمن فراهم کردن مواد اولیه ارزان وایجاد شـرکت های تعاونی روستایی به ایجاد کارگاههای آموزشـی وحمایت بیمه ای افراد وایجاد نمایشگاههایی جهت عرضه مستقیم محصولات به مردم رواج وگسـترش آن را بلامانع کند .بطور کلی میتوان آنهـا راچنـین برشمرد : -1 سعی درشناساندن این هنر 2 -حمایت از هنرمنـدان وتـامین نیازهـایی کـه درتولید دارند . 3 -تضمین خرید تولیدات به قیمت عادلانه 4 -ایجاد نمایشگاه های داخلـی وخـارجی بـرای شناساندن این هنر 5 -معرفی فراورده ها از طریق مختلف 6 -ایجاد فروشگاههای دائمی درشهرها ومراکزآن برای عرضه محصولات 7 -ایجاد انواع کارگاههای تولیدی 8 -بیرون آوردن جامعه از شـکل بسـته وایجـاد امکانات رفاهی وزیربنایی 9 -قراردادن امکانات واعتبـارات بـه حـد کـافی دراختیار سوزندوزان -10 انتقال محصولات به کارگاهها برای ایجاد ارزش افزوده همیشه باید این مطالب را درنظر داشت کـه تکنولوژی مدین نمی تواندکشورهای عقب مانـده را بسوی پیشرفتهای اقتصادی سوق دهد . هریـک از این کشورها باید با توجه به موقعیـت جغرافیـایی ، اوضــاع جمعیتــی امکانــات ، شــرایط موجــود واستعدادهای بالقوه وبالفعل خودباید شـیوه هـای مناسب را انتخاب کند چرا که دراین کشورها بعلت جمعیت زیاد امکان ایجاد اشتغال به میزان موردنیاز درکوتاه مدت وجودندارد وعلاوه بر این اسـتفاده از ماشین آلات نیز افزایش بیکاری را باعث می شـود برای همین صنایع دستی از جمله توجـه بـه هنـر سوزن دوزی از جمله راهکارهایی است که می تواند نیروی بیکار را جـذب کنـد .وهمچنـین بـا ارائـه طرحهای جدید توسط کارشناسان سازمان صـنایع دستی متناسب با علایـق ، آمـال وفرهنـگ بلـوچ موجبات هرچه بیشـتر خلاقیـت فـرد هنرمنـد را فراهم کنند . 

هنرهای دستی تجلی زیبایی ها
  1395/11/12 

اما آنچه که دراین میان حائز اهمیت است جنبه اقتصادی و اشتغالزائی وهمچنین منبع درآمدی برای خانواده ها می باشد این مقاله نگاهی دارد به نوع فعالیت سوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن .
از تمامی عزیزانی که ما را درتهیه ای مقاله یاری نمودند از جمله آقایان : جناب آقای دکتر شهبازی ، جناب آقای دکتر افراخته ، سرکار خــانم جهانتیغ ،… تشکر می نمائیم .

تاریخچه صنعت سوزن دوزی 
 زمان رواج آن بعنوان یک هنر اصیل بطور کلی مشخص نیست اما از آنجایکه سوزن دوزی با طبیعت رابطه ای تنگاتنگ دارد پس می توان آن را درنهاد وسرشت آنها یافت .
هرچند ممکن است دربرهه ای از زمان به علت عدم وجود امکانات ونداشتن توانائی لازم برای بروز دادن نتوان آن رادید اما این دلیل عدم انکار این هنر درآن زمان نمی تواندباشد .
سوزن دوزی هنری است که برگرفته از ذوق وقریحه فرد هنرمند می باشد وهمان طور که بسیاری از شاهکارها ازسرشت ناخود آگاه فرد سرچشمه می گیرد مانند فکر کردن ، اندیشیدن ، میل به کمال رسیدن و… که از همان ابتدا دروجود آدمی می توان یافت سوزن دوزی را نیز باید چیزی مثل

اینها دانست اگردرمورد سوزن دوزی به قدری تعمل کنیم آنرا همان فکر ذهنیات می یابیم که زن بلوچ با بهره گیری از روحیه بی غل وغش خود که می توان آن را به دور از همه ناخالصی های جامعه دانست به خوبی وبه زیبایی آن جاذبه ها وآن سنبلها را که به ذهنش خطور می کند و آنها رادردل طبیعت به خوبی حس می کند به عنوان هنر خود به اطرافیان نمایان می کند . سوزن دوزی این هنر پرجذبه رانمی توان به زمان خاصی اختصاص داد اما اگر بخواهیم زمان به فعالیت رسیدن آن را بررسی کنیم شاید درحدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال پیش از ظهور اسلام و آمدن اسلام به ایران مربوط باشد که قومی به نام اسلاوها به ناحیه ای ازبلوچستان آمده ودرآنجا سکنی گزیدند .

این گروه از اسلاوها از طریق جاده ابریشم به این منطقه آمده بودند ( این منطقه درحال حاضر جز خاک پاکستان است ودرمرزافغانستان وپاکستان قراردارد ) این ناحیه را که این گروه برای سکونت خویش برگزیده بودند بعلت اینکه مسیحی بودند وآئین اسلام را قبول نداشتند کافرستان می گفتند که این قوم پرورش کرم ابریشم وبدست آوردن نخ از پیله های ابریشم و استفاده از آن را درپارچه بافی و سوزن دوزی به زنان بلوچ آموختند .

قبل ازرواج پارچه خارجی این منطقه از نظر تامین لباس وپارچه خود کفا بود که به افراد متخصص این کار جولاهک می گفتند که زنان بلوچ با ظرافت کاریهای خاص خود هنر سوزن دوزی را رواج می دادند که درکنار زنان مردان نیز به نوبه خود دراین امر یاری می رساندند .
کارهای سخت وخشن این هنر را مردان وکارهای ظریف را زنان بر عهده داشتند .

پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجرای نقشه ها برروی پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزی آنچنان با زندگی زنان بلوچ آمیخته که درهرجــــای دنیـــا سوزن دوزی را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزی می شناسند .

سوزن دوزی این هنر پرمباهات بلوچ بعلت زیبایی وشهرتی که پیدا کرده است خوشبختانه فقط محصوربه این منطقه نمی باشد بلکه آوازه آن فرسنگها فراتر از اینجانیز رسیده است وخودرا به صورتهای متفاوتی نشان داده است . بطوریکه حتی در بین افرادی که قدرت آن را نداشته باشند تا پی به آن رموزی که در تار و پود آن وجود دارد ببرند اما از همان ظاهر زیبا و جذاب آن نهایت استفاده را خواهند برد.

ابزار کار
 سوزن دوزی هنری است که هنر مند برای خلق اثر خود به ابزار کم وابتدایی نیاز دارد که می تواند به راحتی آنان رافراهم کند که درهر خانه ای یافت می شود . وزن بلوچ با حداقل امکانات یکی از برجسته ترین هنرهای ایران را به نمایش می گذارد .

ابزارهای ساده وابتدائی این هنرعبارتند از : 
۱- سوزن 
۲- قیچی 
۳- انگشتانه 
 سوزن که از گویش محلی به آن سوچن می گویند نقش آن درسوزن دوزی بسیار مهم است واندازه و نوع آن به نوع کار ، دوخت وپارچه مورد نظر بستگی دارد واز آنجا که نقشها باهم تفاوت دارند سوزندوز سعی می کند ابزارکار با نوع کار هماهنگی لازم را داشته باشد . وبرای انواع دوختها از انواع سوزنهای نازک و کلفت استفاده می کنند که بستگی به ظرافت ، نوع دوخت ونقشی که می خواهد پیاده کند دارد بطوریکه هرچه سوزن نازک تر باشد می تواندبه ظرافت کار کمک کند . 
قیچی که به آن مقراض گفته می شود یکی دیگر از ابزارهای بکار رفته درسوزن دوزی است ونقشی که می تواند داشته باشد این است که به وسیله آن پارچه هارا به اندازه های مناسب کار درمی آورد . وهمچنین برای برش نخ نیز از آن استفاده می شود .

انگشتانه یا شستی که آنرا به عنوان محافظ انگشت بکار می برند می تواندخیلی موثر باشد که سوزن دوزان خبره بیشتر از آن استفاده می کنند وافرادی که تازه می خواهند سوزن دوزی را فراگیرند زیاد وابستگی به آن ندارند . وشاید دلیل این باشد که افرادخبره به دلیل تبحر وتجربه ای که دارند خیلی سریع عمل می کنند وهمین سرعت باعث می شود که سوزن با شتاب بیشتر ی با دست آنان برخورد کنداما در افراد تازه کار به علت تمرکز ودقت زیاد باعث می شود کند پیش روند کمتر نیاز به انگشتانه پیدا می کنند .

مواد اولیه 
 از آنجاکه برای ایجاد هرهنری نیاز به مواد اولیه ایست سوزن دوزی نیز به عنوان یک هنر به موا د اولیه ای نیاز دارد . برای طرح سوزن دوزی از پارچه ونخهای رنگی که مواد اولیه را تشکیل می دهند استفاده می شود . نخهای مورد استفاده از جنس ابریشم وپنبه است که بیشترین نخ مورد استفاده نخ پنبه ای می باشد که به راحتی می توان آنرا دربازار از واسطه ها دریافت کرد نخ پنبه انواع مختلف داردکه به علت همجواری با پاکستان بیشترین استفاده از نخهای پنبه ای وارداتی

پاکستان می باشد . وعلاوه برآن از نخهای مرقوب دمسه نیز استفاده می شود . از نخ ابریشم بیشتر درگذشته استفاده می شد که امروزه به علت کمیابی آن وگران قیمت بودنش کمتر مورد استفاده قرارمی گیرد . وهمچنین کارگاههای تحت پوشش سازمان صنایع دستی از نخ ویسکوز دولا که درمرکز استان رنگ آمیزی می شود استفاده می کنند . نخهای بکار رفته درسوزن دوزی بصورت مختلف ومتنوع انتخاب می شوند که بیشتر از نخ های برنگ تیره استفاده می شود . ۸۰% آنهارا رنگها ی قرمز تشکیل می دهد .

سوزن دوز علاوه بر نوع نخ ورنگ انتخابی آن برای خلق اثر خود به ماده اولیه دیگری که پارچه است نیز نیاز دارد . 
 واز آنجائیکه پارچه نقش مهمی درایجاد طرح ونقش دارد هنرمند باید دقت لازم برای انتخاب پارچه موردنظرراداشته باشد چون برای هر نوع دوختی از پارچه مخصوص به آن دوخت استفاده می شود . مبنی این پارچه ها غالبا کتان وپنبه است که جنبه واردات داشته و از خارج ( پاکستان ) به استان وارد می شوند . از آنجائیکه که درسوزن دوزی بلوچ ، نقشها براساس شمارش تاروپود انجام می

گیرد وهیچ طرح اولیه ای برروی پارچه پیاده نمی شود وهمه طرحها ذهنی است پارچه انتخابی باید دارای تاروپودی منظم وکاملا عمود برهم باشدوبراین اساس پارچه ها به دونوع درشت بافت وریز بافت تقسیم می شوند .
چون همه نقشها از لحاظ ظرافت ودرشتی به یک اندازه نیستند .بیشتر برای دوختهای ظریف وپرکار از پارچه های نخی گاندی با عرض ۱۲۰استفاده می شود که بعلت بافت ریزی که دارند نوع دوخت برروی آنها ظریف تر می شود .

استفاده از پارچه های ریز بافت درگذشته بیشتر بودکه امروزه جای آنها را پارچه های نامرغوبی که کارهنرمند را راحت ترکرده است گرفته که این پارچه ها تور مانند بوده ونقشی که برروی آنها بکار برده می شود به ارزشمندی گذشته نیست واز ارزش کمتری برخوردار است پس نوع بافت پارچه عامل اصلی قیمت گذاری آن محصول محسوب می شود اگرپارچه ریز بافت ونخ بکار رفته ابریشم ( نازک) باشد ارزش آن به مراتب بیشتر از محصولات نامرغوب ودرشت بافت است .

نحوه تولید 
 سوزندوزپس از آماده کردن مواد اولیه وابزار کار پارچه را که بعنوان ماده اولیه ای محسوب می شود را به اندازه های مناسب درآورده ونقش مورد نظر را برروی آن می دوزد .
ابتدا طرح کلی را با یک رنگ برروی آن پیاده می کند سپس فواصل بوجود آمده را براساس نقش مورد نظر با نخ های متفاوت رنگی پر می کند . میان کار وکم کار که نوع کار محسوب می شوند دراین مرحله مشخص می شود اما نحوه دوخت همه نقشها به این صورت نیست مثلا بال مدک که نوعی نقش است بدون اینکه اول طرح را با یک رنگ مشخص کنند سپس آنرا با رنگهای دیگر شکل دهند بترتیب رنگها بصورت کامل دوخته می شود نوع سوزندوزی مانند نوع نقش درهر منطقه ای

متفاوت است بطوری که دربرخی مناطق انفرادی ودرجاهایی مانند ایرندگان بصورت گروهی ودسته جمعی عمل شود .
درنوع گروهی که بصورت های متفاوتی می تواند باشد ممکن است هرزن یک قطعه از پارچه را انتخاب کند وبدوزد ویا هرنقش ورنگی برعهده یکی قراربگیرد که درگویش محلی به این عمل دسته جمعی حشرگفته می شود .

منظور از پرکار ، کم کارومیان کار که گفته شد این است که اگرتمام پارچه موردنظر سوزندوزی شود پرکاراست ولی اگر بیشتر قسمتهای پارچه سوزندوزی شود اما فواصلی هرچند کم هم باقی بماند نوع دوخت میان کار است ولی اگر فواصل باقی مانده زیاد باشد نوع کم کار را تشکیل می دهد .
 مدت زمان

از آنجائیکه سوزن دوزی هنری است که تنهابوسیله دست انجام می گیرد وبرای تولید آن از هیچ وسیله یاتجهیزات دیگری استفاده نمی شود مسلما برای تولید آن مدت زمان زیادی لازم است که البته به نوع دوخت ، نوع طرح ، مهارت فرد ، تولید انفرادی یا گروهی بستگی دارد .
نوع دوخت: سوزندوز برای هریک از انواع پرکار ،میان کاروکم کار زمان یکسانی را صرف نمیکند وهمه دیر یا زود انجام نمی گیرند پس درتعیین مدت زمان لازم هر یک از انواع آنها موثر است

.
نوع طرح 
با توجه به طرح اجرایی زمانی که بکار می رود بستگی به سادگی یا سختی آن طرح دارد که برای برخی از طرحها زمان کم وبرای برخی دیگر زمانی زیادی لازم است .طرحها همچنین براساس کوچک یا بزرگ بودنشان مدت زمان خاصی را به خود اختصاص می دهند . 
 مهارت فرد

مهارت فردکه تند یا کند عمل کند بسیار مهم است هرچه فرد مهارت بیشتری داشته باشد به همان اندازه می تواند با سرعت بیشتری عمل کند .
تولیدانفرادی و گروهی قطعا به لحاظ زمانی متفاوت خواهند بود بطوری که هرچه تعداد افرادی که می خواهند با هم کار کنند بیشترباشد به میزان تولید نیز زودتر انجام خواهدشد .

جنس پارچه ونخ نیز موثر است بطوری که هرچه پارچه ریز بافت ترباشد ونخ بکار رفته نیز ابریشم ونازک باشد برای دوخت آنزمان بیشتری لازم است تا اینکه پارچه ونخ از جنس کلفت ونامرغوب انتخاب شوند. یک سوزندوز دریک ساعت برای هر یک از انواع پرکار میان کاروکم کار می تواندبترتیب ۱۰ سانتیمتر مربع پرکار ،۳۵ سانتیمتر مربع میان کارو۵۰ سانتیمتر مربع کم کار بدوزد .
فروش ( بازار) 
 شاید بتوان گفت که سوزندوزی بعنوان یک هنر آنطور که باید وشاید ارز ش وجایگاه خودرا نیافته است بطوری که تا چند سال پیش بعنوان یک نوع فعالیت نوعی بشمار می رفت واز اهمیت ناچیزی برخوردار بود برای رفع این مشکل می توان با یک مدیریت صحیح امکانات ومنابع بیکاری را تاحد زیادی میان زنان ومردان کاهش داد.
 همچنین بازاریابی آن درکشورهای اروپایی – آسیایی وآفریقایی مهم ترین بخشی است که درتولید فراورده های سوزندوزی باید به آن توجه کرد که متاسفانه عدم گسترش تولیدات سوزندوزی به بقیه نقاط ایران وجهان از ضعفهای قابل توجه این هنر به حساب می آید .
درحال حاضر بیشترین بازار برای پوشاک محلی می باشد که بعلت عرضه زیاد ارزش آن پایین آمده وقیمت ناچیزی برای آن پرداخت می شود .

درجاهایی هم که تقاضا ها غیر بومی است واسطه ها بخاطر عدم اطلاع سوزن روزان از ارزش واقعی آنها قیمت بسیار کمی به تولید کننده ها می پردازند وبیشترین سود نصیب خودشان می شود با ایجاد شرکتهای سهامی که سهامد اران از خود تولید گان باشند می توان به صادرات گسترده پرداخت وبا پرداشتن سود بطور عادلانه بین عرضه کنندگان انگیزه بیشتری درآنها برای عرضه بیشتر ایجاد نمود .

دریک تقسیم بندی کلی می توان مراکز زیررا برای فروش تولیدات سوزندوزی نام برد . 
۱- فروش درمحل :
 فروش درمحل مختص فراورده های محلی که زینت بخش لباس زنان بلوچ است مانند جیب ، سرآستین وپیش سینه می باشد که فروش درمحل ممکن است بصورت مبادلات با کالاهای دیگر یا مواد غذایی صورت گیرد که مسلما به اررشی خیلی کمتر از ارزش واقعی آن فروخته می شود که این به وضعیت بد اقتصادی واجتماعی استان مربوط می شود وتا زمانی که نارسای هایی از این قبیل ول نگردد نوسانات قیمت تابع عرضه تقاضا نخواهد شد

۲- فروش درمراکز شهری : 
 فروش درمراکز شهری ،تولیداتی همچون سجاده ، دستمالهای تزئین شده ، نوارهای مانتو و… را شامل می شود که از آن حالت محلی بیرون آمده وفراورده های محلی کمتر مورد نقاضاست 
۳۳- فروش درشهرستانهای مختلف کشور:

شهــرستانهایی که همچون مراکز فروشی داشته باشند بسیار اند که که فروشگاهها ی سازمان صنایع دستی مهم ترین این مراکز به شمار می روند .
۴- فروش درخارج از کشور : 
 همانطور که گفته شد سوزندوزی هنری است که درسایر کشورها جایی برای خود باز نکرده است سازمان صنایع دستی هم بعلت عدم تقاضا ی بازاردرخارج از کشور اقدام قابل توجهی درای زمینه انجام نداده است با این حال کشورهای حوزه خلیج فارس ، پاکستان وهندوستان و کشورهای اروپایی را می توان محل فروش نام برد .
نقش وطرح 
 نقش وطرح که رکن اساسی درسوزندوزی به شمارمی آید برای هر دوره سند هویتی است که معمولا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .

زنان بلوچ ممکن است براساس نوع سلیقه وتجربیات خود درنقوش تغییراتی بوجود آورند ونقوش را کم وزیاد کنند اما اصل آن ودرواقع هویت آن نقش هرگز از بین نمی رود .
سوزن دوز نقوشی را که بکار می برد بدون اینکه قبلا طرحی برای آنان ایجاد کند با نهایت ظرافت برروی پارچه می آورد که برای ایجاد نقش بیشتر سعی می شود از عناصر بی جان طبیعت

استفاده شود تا نقشهایی مانند نقش انسان وحیوان واین شاید بعلت ایمان واعتقاداتی استکه مردم بلوچ به آنها پایبند هستند اعتقاداتی که آنها را بیشتر برای تعیین نقش به سوی اشکالی سوق می دهد که با فرهنگ ومذهب آنها منافات نداشته باشد . تا حد امکان سعی می شود از نقوش هندسی استفاده شود اما با وجود همه اینها باز هم نقوشی که بیانگر نقش انسان حیوان وگیاه باشد را می توان درآثار هنر برخی از هنرمندان مشاهده کرد.

بطور کلی نقوشی که بکارگرفته می شوند عبارتند از : 
۱- نقوش انسانی :
از این نقوش درهنرسوزندوزی کمتر استفاده می شود واین نوع نقش برروی قالیچه ها کاربرد بشتری دارد . 
نقوش انسانی ممکن است کاملا به شکل انسان نباشد امابخاطر برخی از نشانهایی که به انسان یا هرشی ء دیگری دارد نام آنرااقتباس می کنند 
۲- نقوش حیوانی: 
 که برگرفته از نام انواع حیوانا است که این حیوانات ممکن است دراطراف وخودمنطقه وجود داشته باشد یا مانند نقش حیوانات مثل طاووس برگرفته از آن ذهنیات فرد باشد که بخاطر زیبایی آنرا بکار می برند .

۳- نقوش گیاهی : 
 عدم وجود گل دربلوچستان ذهن سوزندوزرا برآن داشته تا به نقش آفرینی آن بپردازد ویا کنارهم قراردادن چند مربع ، لوزی ، مثلث یا مستطیل انواع گل ها ونقش رامی آفریند .
۴- نقوش هندسی : 
 نقش ها ی هندسی بیشترین کاربردرا نه تنهادرسوزن دوزی بلکه درانواع فعالیت ها مانند سفال ، زرگری و… می تواند داشته باشد .

نقشهای هندسی متنوع تراز دیگر نقوش است ودرعین سادگی می تواند بسیارزیبا و جذاب باشد . پس نوع طبیعت ، آب وهوا ،ذهنیات ، روحیات ، آداب ورسوم درتعیین نوع نقش بسیار موثر است وبه همین علت است که دوخت ونقش درهر منطقه ای با منطقه دیگر تفاوت دارد . ومعمولا یک نوع دوخت دریک منطقه نسبت به دیگر نقشها ارجعیت می یابد وبعنوان دوخت همان منطقه شناخته می شود که مسلما افراد آن منطقه از تبحر بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند مثلا چوطل دوزی بشتر درمنطقه گشتوسراوان رواج دارد . یا بالمدک را می توان جزء دوختهای یکی از روستاهای سراوان ( ناهوک) دانست .

نقشها درروستاها وشهرهای دورافتاده از اصالت بیشتری برخوردارند بطوری که هرچه به طرف شهر پیش برویم آن اصالت کمتر به چشم می خورد .

سوزندوزی های اطراف کوههای آهوران بهترین سوزندوزی ها هستند .
نقشها را می توان همان دنیای عشق ، صداقت ، یکرنگی ، صفا وصمیمیت زنهای بلوچ دانست که با زندگی آنها آمیخته است .
سوزندوزی وطرح نقش براساس شمارش تاروپود ها ایجاد می شود . ونوع کار با هم متفاوت است نقشهایی که بصورت ظریف وبامهارت خاصی دوخته می شوند را خود کار می گویند وبه آنهایی که درشت هستند ومرغوبیت نوع اول را ندارند توئی گفته می شود که این نوع تقسیم بندی درمیان بلوچ ها مکران رواج دارد که می توان درعامل قیمت گذاری بسیار مهم باشد . همانطور که گفته شد طرحهای هرمنطقه اصالت خاص خود را دارند وسوزن دوزی مناطق شمالی ( بلوچهای سرحدی ) با بلوچهای مکران ( بلوچهای مناطق جنوبی استان ) با هم متفاوتند .

ازرنگ روشن ونقوش ساده بیشترین استفاده می شود .
درنقاط مرزی نقوش تحت تاثیر سوزندوزی پاکستان قرار می گیرد وبه آن آئینه ، پولک و … اضافه شود مهم ترین محدودیت درهنر سوزن روزی بلوچ استفاده از نقوش هندسی است که براساس تاروپود منظم وعمود برهم دوخته می شود . 
تنــوعی کـــه درنقــوش بکار می رود کنار هم قرار گرفتن نقشها است که عموما قرینه اند 
 بطور کلی ویژگی های نقوش عبارتند از :

۱- ذهنی بودن 
۲- برگرفته از دیده ها . شنیده ها وآرزوی افراد
۳- نقش ونگارهای عامیانه 
۴- نقوش برگرفته از طبیعت که به همان نام مشهورند .
۵- بسیاری از نقوش دارای نام مشخص نیستند .

تنوع نقوش تا آنجاست که به یکی ازنقوش قدیمی سوزن دوزی بکالو(Bakalu ) اگر اشاره شود پی به آن خواهیم برد . بکالو که معنی آن «هندی» است این را می رساند که درگذشته بلوچ وهند درگذشته با هم قرابت داشته اند . 
انواع طرحها 
۱- طرح های تاری : سه تاری ، چهارتاری ، شش تاری، هفت تاری وده تاری
۲- طرح های گل 
۳- طرح های حاشیه یا اطراف گل 
۴- طرح های چشم 
طرح های گل عبارتند از :
 گل دانه دار. گل سرخ ، چهاردانگ ، گل بیلوار ، گل گندمی ، گل گنبدی ، گل تنک ، پرگاش ، تک ، کیسه دوز ، کویج ، تند روک ، تلمل سراوان و…
طرح های حاشیه یا اطراف گل عبارتند از : چپ وراست ، کش ،بن ، موسم ،سفیدسر، سوزی کشی،اگوارکش،(گوهرکش) سرطاووس و …

طرح های چشم عبارتنداز: 
گور چشم . چشم ماهی ، چشم گوساله ، چشم سورمه ای 
۵- ابزار کار ووسایل زندگی 
۶- عناصر طبیعت مانند ماه وخورشید 
۷- حیوانات اهلی ووحشی مانند اسب ، شتر،مرغ ، خروس، بزوپلنگ که بنامهای اسب گوش ، مرغ پر، مرغ وخروس ، صبرلو، اشتر، بزاست .

۸- پرندگان 
۹- خزندگان (مار) 
انواع فراورده های سوزن دوزی 
 تولیدات سوزن دوزی که قبلا منحصر به سوزن دوزی برروی لباسهای محلی بودگسترش یافته و امروزبا نفوذ سازمان صنایع دستی باخلق آثار وفراورده های دیگری همچون سجاده، سفره، پرده ، کوسن و… از هنرمندان روبروئیم .


نظرات کاربران
ارسال نظر